CashfulnessCashfulness
به نسخه بتا بپیوندید
جایگاه‌سازی

کشفولنس چه چیزی به کیوساکی مدیون است و چه چیزی نمی‌خواهد باشد

۱۷ فروردین ۱۴۰۵8 دقیقه

من کتاب پدر پولدار پدر فقیر اثر رابرت کیوساکی را در اوایل دهه دوهزار خواندم، زمانی که کتاب معروفی بود اما هنوز پدیده جهانی که بعداً شد، نشده بود.

آن را به‌عنوان یک مشاور مالی رسمی خواندم، با کنجکاوی کسی که به دنبال همه راه‌های ممکن برای نگاه کردن به یک چیز است.

و آن کتاب دو چیز روی من گذاشت: یکی که نگه داشتم و یکی که در راه رها کردم.

چیزی که نگه داشتم یک بینش ساده است، اما برای کسی که هرگز حسابداری نخوانده، بسیار قدرتمند: همه چیزهایی که داری یکسان نیستند.

بعضی از چیزهایی که داری پول در جیبت می‌گذارند — آپارتمانی که اجاره داده شده، سهامی که سود تقسیمی می‌دهد، فعالیتی که سود تولید می‌کند.

بعضی دیگر از چیزهایی که داری پول را از جیبت بیرون می‌کشند، ماه به ماه — ماشین، خانه محل سکونت، کمد لباس، قایق تفریحی.

بیشتر مردم، تا لحظه‌ای که صفحه‌ای بخوانند که این تمایز را ارائه می‌دهد، هرگز به این شکل به آن فکر نکرده‌اند. فقط فکر می‌کنند «فلان مقدار در بانک دارم» و «خانه خودم را دارم». تمایز قائل نمی‌شوند. جهت را نمی‌بینند.

کیوساکی این تمایز را مانند کمتر کسی در جهان عمومی کرد. و ما به او مدیونیم.

چیزی که در راه رها کردم شیوه‌ای است که کیوساکی این بینش را به جهان فروخت، و همه چیزی که در سال‌های بعد به آن چسباند.

در کشفولنس چیزی ساختیم که از همان بینش شروع می‌شود، اما در جهت دیگری حرکت می‌کند.

در این مقاله می‌خواهم برایت توضیح دهم کجا به کیوساکی نزدیک می‌شویم و کجا از او فاصله می‌گیریم.

کیوساکی چه چیزی را درست دید

برای انصاف با نویسنده‌ای که بیش از چهل میلیون نسخه فروخته، ارزش دارد از آنچه درست دید شروع کنیم.

حداقل سه چیز هستند.

فرهنگ موجودی ایستا را شکست.

نسل‌ها، مردم سلامت مالی خود را با نگاه کردن به موجودی حساب جاری‌شان می‌سنجیدند.

کیوساکی کمک کرد آن توجه را به چیزی پویاتر منتقل کند: دارایی‌هایت چه چیزی تولید می‌کنند و چه چیزی برایت هزینه دارند.

این تغییر نگاه است که همه چیز را تغییر می‌دهد. نه اینکه چقدر می‌ارزی، بلکه در چه جهتی حرکت می‌کنی.

معادله «خانه ملکی = سرمایه‌گذاری» را از هم پاشید.

برای فرهنگ‌های بسیاری در قرن بیستم، خرید خانه به‌طور خودکار یک سرمایه‌گذاری بود.

کیوساکی با مثال‌های ساده نوشت که خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنی — تا زمانی که در آن زندگی می‌کنی، وام آن را می‌پردازی، مالیات و تعمیر و نگهداری‌اش را می‌پردازی — پول در جیبت نمی‌گذارد.

این یک انتخاب زندگی است، شاید درست، اما به معنای دقیق کلمه یک دارایی مولد نیست.

روی این نکته کشفولنس کاملاً موافق است، و درباره آن به تفصیل در مقاله‌ای اختصاص‌یافته به دارایی+ و دارایی− در همین وبلاگ صحبت کرده‌ایم.

تأمل درباره استقلال از تنها درآمد شغلی را تشویق کرد.

این ایده که سرمایه‌ات، با گذر زمان، می‌تواند به اندازه‌ای که تو برایش کار می‌کنی، برایت کار کند، ایده‌ای رهایی‌بخش است.

کشفولنس این را سهیم است، و آن را در مرکز مفهوم استقلال مالی قرار می‌دهد: داشتن دارایی+ کافی برای پوشش هزینه‌های عادی خود.

روی این سه چیز، به او مدیونیم. نقطه. بدون جدل.

کیوساکی چه چیزی را اغراق کرد (یا اشتباه کرد)

با این حال، «بسته کیوساکی» به سه نکته بالا محدود نمی‌شود.

برعکس، بیشتر آنچه از کتاب در بیست سال بعد بیرون آمد، در جهتی می‌رود که نمی‌خواهیم دنبال کنیم.

تهاجم به‌عنوان روش.

کیوساکی بسیاری از پیام‌هایش را بر ساختاری از دشمنان بنا می‌کند: نظام آموزشی که تو را وابسته می‌کند، «پدر فقیر» که پدر فقیری است که نباید از او تقلید کرد، مشاوران مالی که سعی می‌کنند سرت کلاه بگذارند، کارمندانی که «برده» مسابقه موش‌ها هستند.

این بلاغتی قطبی‌کننده است. برای فروش کتاب کار می‌کند.

برای ساختن آرامش کار نمی‌کند.

در کشفولنس ما دشمن نمی‌سازیم. سیستم «بدی» وجود ندارد که در برابر یک روش «نجات‌بخش» قرار گیرد. یک تصویر آشفته وجود دارد که باید روشن شود، همین.

املاک به‌عنوان دین.

در سال‌های پس از کتاب، کیوساکی بیش از پیش به سمت یک تجویز بسیار خاص حرکت کرد: خرید املاک اجاره‌ای، ترجیحاً با اهرم (بدهی)، به‌عنوان راه اصلی به سوی استقلال.

در کشفولنس هیچ کلاس دارایی خاصی را تجویز نمی‌کنیم.

دارایی+ می‌تواند املاک باشد، اما همچنین صندوق‌ها، صندوق‌های قابل معامله در بورس، اوراق قرضه‌ای که کوپن می‌پردازند، سودهای سهام، سهم در فعالیت‌های کارآفرینی، آثار فکری که مجوز تولید می‌کنند.

اینکه ترکیب درست برای تو کدام است، به زندگی‌ات، شخصیتت، کشوری که در آن زندگی می‌کنی، لحظه تاریخی، سنّت بستگی دارد.

کشفولنس پاسخ واحدی ندارد چون سؤال پاسخ واحدی ندارد.

وعده ثروت.

معنای پنهان کیوساکی این است که «اگر روش را دنبال کنی، ثروتمند خواهی شد».

کشفولنس ثروت را وعده نمی‌دهد.

ثروت واژه‌ای مبهم و از نظر فرهنگی بارگذاری‌شده است، و ما رؤیا نمی‌فروشیم.

ما وضوح را وعده می‌دهیم، و از آنجا انتخاب‌ها را تو می‌کنی، و انتخاب‌های تو تعیین می‌کند چه خواهی شد.

کشفولنس ابزار است، نه نتیجه.

فایر و خروج از مسابقه موش‌ها.

بخش خوبی از جنبش فایر — استقلال مالی، بازنشستگی زودهنگام — ریشه در پژواک کیوساکی دارد. این ایده که هدف نهایی این است که هرچه زودتر کار کردن را متوقف کنی.

کشفولنس مخالف استقلال مالی نیست. همان‌طور که گفتم، آن را در مرکز قرار می‌دهیم.

اما آزادی‌ای که می‌خواهیم به تو کمک کنیم بسازی، فرار نیست: انتخاب است.

وقتی به نقطه‌ای می‌رسی که دارایی+ات هزینه‌های عادی‌ات را می‌پوشاند، آزادی. از آنجا می‌توانی کار کردن را متوقف کنی.

بسیاری از روی انتخاب ادامه می‌دهند، چون کار به آن‌ها روح می‌دهد یا چون اثری هست که می‌خواهند به پایان برسانند. دیگران کند می‌شوند. دیگران شغل عوض می‌کنند. دیگران به خانواده، نوه‌ها، سرگرمی، یک انجمن داوطلبانه می‌پردازند.

آزادی یعنی توانایی انتخاب کردن. نه اجبار به فرار.

لحن گورو.

در پانزده سال گذشته کیوساکی به چهره‌ای رسانه‌ای تبدیل شده که دوره‌هایی به قیمت هزاران یورو می‌فروشد، پیش‌بینی‌های فاجعه‌بار درباره بازارها می‌دهد، سبک گورو به خود می‌گیرد.

این سبک ما نیست، حرفه ما نیست، برند ما نیست.

کشفولنس تو را به‌عنوان بزرگسال آگاه می‌خواهد، نه شاگرد.

واژگانی متفاوت، موتوری استوارتر

یک تفاوت فنی هم هست که ارزش دارد به‌اختصار نامش برده شود.

کیوساکی از جفت دارایی / بدهی (asset / liability) استفاده می‌کند: دو دسته دوتایی و ساده‌شده.

کشفولنس از دارایی+ و دارایی− استفاده می‌کند — واژگانی متین، و مهم‌تر از همه، متکی بر یک سیستم کامل حساب‌داری دوطرفه، همان تکنیکی که شرکت‌ها ششصد سال است برای نگه‌داری ترازنامه‌هایشان استفاده می‌کنند.

تفاوت فقط واژگانی نیست.

حساب‌داری دوطرفه نه‌تنها نشان می‌دهد چه داری و چه بدهکاری، بلکه چگونه جریان‌ها در طول زمان حرکت می‌کنند، و به تو اجازه می‌دهد سلامت مالی را با چهار دسته جداگانه (دارایی، بدهی، هزینه، درآمد) به‌جای دو دسته ببینی.

چارچوب استوارتر است. آن را در مقاله‌ای درباره حساب‌داری دوطرفه برای کسانی که حسابدار نیستند، در همین وبلاگ روایت کرده‌ایم.

و به شکلی عملی، با مثال و با GNUCash به‌عنوان ابزار آموزشی، در کتابی که نوشتم توضیح داده شده — Strategie per la Finanza Personale، موجود در آمازون. این کتابی است که کاش خودم بیست سال پیش، پس از خواندن کیوساکی، پیدا کرده بودم.

کشفولنس برای چه کسی است، اگر کیوساکی را خوانده‌ای

کسی هست که پدر پولدار پدر فقیر را خوانده و چیز خوبی از آن گرفته — تمایز دارایی/بدهی در شیوه فکر کردنش درباره پول جا افتاده.

اما همچنین سعی کرده آن را با پیروی از سناریوی پیشنهادی نویسنده به عمل درآورد — دوره‌ها، املاک اجاره‌ای با اهرم تهاجمی، این ایده که باید ظرف چند سال «از مسابقه موش‌ها خارج شود» — و خود را مضطرب، تحت فشار، با زندگی مالی پیچیده‌تر از قبل و کمتر آرام از آنچه امیدوار بود یافته است.

یا کتاب را خوانده، نکته را فهمیده، اما همان‌جا متوقف شده چون بقیه بسته — لحن، فوریت، خودنمایی — به او تعلق نداشت.

برای این شخص کشفولنس یک پیشنهاد تحول آرام است.

همان بینش اولیه، چارچوبی بسیار استوارتر، واژگانی محترمانه، بدون هیچ وعده ثروتی، بدون هیچ عجله‌ای برای «خروج از مسابقه موش‌ها»، بدون هیچ گورویی روی سکو.

روشی وجود دارد. با آرامش اعمال می‌شود. با گذر زمان کار می‌کند، نه در سی روز پس از یک سمینار.

و اگر هرگز کیوساکی نخوانده‌ای اما از راه‌های دیگر به این مقاله رسیده‌ای، اشکالی ندارد.

هیچ‌چیز از آنچه اینجا می‌گوییم به خواندن کیوساکی بستگی ندارد. تمایز میان دارایی+ و دارایی− را به شیوه خودش، درون کشفولنس، بدون نیاز به عبور از پدر پولدار می‌یابی.

به‌طور خلاصه

سه چیز، یکی روی دیگری، برای پایان.

کیوساکی بینشی مهم را عمومی کرد. این را آشکارا می‌پذیریم.

کیوساکی روی آن بینش روش، لحن و وعده‌ای ساخت که سهیم نیستیم. این را آشکارا می‌گوییم.

کشفولنس تحولی آرام از همان بینش پیشنهاد می‌دهد، بدون جدل و بدون تأیید، مبتنی بر سیستمی حسابداری دقیق (حساب‌داری دوطرفه) و وعده‌ای متین‌تر (وضوح، نه ثروت).

اگر تو همان شخص اولی هستی که توصیف کردم — کسی که کیوساکی را خوانده و چیزی از آن گرفته، اما در تهاجم خود را نمی‌بیند — کشفولنس احتمالاً جای تو است.

منتظرت هستیم در فهرست انتظار بتا در cashfulness.com/beta.

اما اگر پیرو راسخ روش کلاسیک کیوساکی هستی — دوره‌ها، املاک تهاجمی، فایر به‌عنوان هدف اصلی — در کشفولنس راحت نخواهی بود، و این درست است.

جهان بزرگ است، برای هر سبکی ابزاری هست.

کشفولنس برای کسانی طراحی شده که به دنبال آرامش و روش با هم هستند. از آن چارچوب، این کاری است که می‌کنیم، و تنها کاری است که می‌کنیم.

— Vittorio